چگونه از ماهیان قرمز شب عید نگهداری كنیم؟
با سلام و ضمن عرض تبریک بمناسبت فرا رسیدن سال نو و با توجه به احتمال خرید ماهی قرمز جهت سفره های هفت سین شما عزیزان و دوستان خوبم در گروه پرشین استار موارد ذیل را جهت رعایت بهداشت فردی و همچنین ادامه حیات این جانداران زیبا جهت اطلاع شما و همچنین در خصوص نحوه نگهداری ماهی قرمز شب عید حضورتان یادآور می شویم.
كارشناسان دامپزشكی طی نظارتهای ادواری كه از مراكز تهیه، تكثیر و پرورش ماهیان بهعمل میآورند ضمن نمونهبرداری از آب و ماهی موارد بیماریهای ویروسی، باكتریایی، انگلی و قارچی را كه از سوی سازمان بهداشت جهانی (OIE) به عنوان بیماریهای اولویتدار اعلام شده است را در آزمایشگاه مورد بررسی قرار داده و با موارد غیربهداشتی برخورد میكنند. همچنین شرایط اختصاصی حمل و نقل جهت این مراكز در نظر گرفته شده است كه ماهیها با خودروهای مناسب و بهداشتی به مراكز عرضه انتقال داده شوند كه درصورت عدم رعایت بهداشت، این موجود زنده نیز میتواند همانند سایر موجودات، بیماریزا شود كه مهمترین آنها بیماریهای گوارشی و زخمهای پوستی هستند. در همین ارتباط كودكان، افراد مسن و كسانی كه دچار نقص سیستم ایمنی هستند، از سایرین حساسترند. همچنین از میان بیماریهای مشترك بین آبزیان و انسان كه ممكن است مخاطرات بهداشتی به همراه داشته باشد میتوان به اریزپیلوئید، ویبریوز، سالمونلوز، میكوباكتریوم ماریوم، كلوستریدیوم بوتولینوم، یرسینیوز و ... اشاره كرد.
نكاتی جهت آشنایی با ماهی قرمز و موارد بهداشت فردی و نگهداری مناسب این نوع ماهی :
ماهی قرمز كه نام علمی آن كاراسیوس اوراتوس است و از خانواده كپور ماهیان بوده، خاستگاه اولیه آن كشور چین است كه با گذشت زمان به نقاط دیگر جهان بالاخص ایران معرفی شده است تا آنجایی كه هر ساله میلیونها قطعه ماهی قرمز بر سر سفرههای هفتسین ما ایرانیان میآیند.
شرایط نگهداری ماهی قرمز
ماهی قرمز به عواملی نظیر هوا، دما، آب و غذا به مقدار مناسب نیاز دارد تا هم خود سالم بماند و هم احتمالا سلامتی ما را به مخاطره نیندازد.
دما : ماهی قرمز در دمای بالای 25 درجه سانتیگراد آسیبپذیر بوده و تغییرات ناگهانی دما باعث مرگ آنها میشود مناسبترین دما برای این ماهی بین 10 تا 25 درجه سانتیگراد است.
هوا : ماهیها به اكسیژن موجود در هوا احتیاج مبرم دارند و این اكسیژن از طریق سطح هوایی كه با آب در تماس است وارد ظرف نگهداری ماهی میشود. بنابراین هر چه سطح مقطع بالای تنگ بزرگتر باشد، اكسیژن بیشتری به ماهی میرسد.
آب : استفاده از آب شهری برای ماهی قرمز مشكل خاصی ایجاد نمیكند فقط جهت خارج شدن كلر، قبل از عوض كردن آب ظرف حاوی ماهی، بگذارید كه آب بهمدت حداقل 24 ساعت در ظرف مجزا بماند كه با این عمل هم كلر موجود در آب از بین رفته و هم آب دمای محیط را پیدا میكند. بهتر است هر هفته یك یا دو نوبت و فقط نیمی از آب ظرف ماهی تعویض شود.
غذا : اگر در شبانه روز یك یا دو نوبت غذا به ماهی بدهیم، نیاز آن بر طرف میشود. غذاهای كم پروتئین و سرشار از كربوهیدرات در این میان مناسب هستند و حدالامكان از غذاهای آماده آنهم به اندازهای كه در آب باقی نماند بهتر است استفاده شود.
اطلاعیه بهداشتی دامپزشکی در خصوص نحوه نگهداری ماهی قرمز شب عید ، به نقل از سایت نظام دامپزشکی :
1- سعی کنید ماهی را از مراکز مجاز که دارای مجوز فروش موقت ماهی زینتی می باشند تهیه نمائید و از خرید ماهی از دست فروشن و دوره گردان خودداری نمائید چون هم از نظر بهداشتی مشکل آفرین می باشد و هم بخاطر نگهداری ماهی در شرایط بد اینگونه ماهیها دارای عمر کوتاهی می باشند.
2- مراکز بهداشتی مراکزی هستند که دارای مکانهای مسقف بوده و دارای لوازم شستشو و ضد عفونی مناسب می باشند.
3- اگر می خواهید ماهی قرمز را بمدت طولانی در خانه یا کنار سفره هفت سین نگهداری کنید، برای هر ماهی یک لیتر آب در نظر بگیرید.
4- از ظروف دهان گشاد برای نگهداری ماهی استفاده نمایید. (فضای مورد نیاز برای هر ماهی دو برابر حجم آب می باشد).
5- بهترین PH آب 7.5- 6.8 و بهترین دمای آب نگهداری ماهیان زینتی 26-22 درجه سانتی گراد می باشد.
6- آب ماهی ها را تماما عوض نکنید و در هر بار تعویض آب مقدار 25% کل آب را تعویض نماید.(بطور متوسط در هر هفته 10% آب را عوض نمائید).
7- برای ضد عفونی ظروف نگهداری ماهی از نمک طعام3% و یا پرمنگنات پتاسیم، پرکلرین و بتادین می توان استفاده کرد.
8- جهت تغذیه ماهیان از غذا های آماده که در فروشگاههای عرضه ماهی زینتی وجود دارد استفاده نمائید.
9- از خرید ماهیان مریض و بی حال و دارای لکه های سفید روی پوست بدن خودداری نماید. در صورت مریض شدن ماهی و یا تلفات مورد را سریعا از مابقی ماهی ها جدا نماید.
10- اگر سابقه بیماری پوستی ( آلرژی) دارید برای دست زدن به ماهی و ظروف نگهداری ماهی از دستکش استفاده نمائید.
11- کودکان خود را از دست زدن و بازی کردن با ماهی باز دارید، زیرا ممکن است عوامل بیماری زا احتمالی را به چشم و دهان خود منتقل نمایند.
12- آب تعویضی ماهی را مستقیما در چاه تخلیه نمائید و از ریختن آن در معابر عمومی و یا باغچه خودداری نمائید.
13- از اضافه کردن ماهی جدید تا حصول اطمینان از سلامتی آن به مابقی ماهیها خودداری نمائید.
14- اگر از آب شرب شهری استفاده می کنید باید جهت کلرزدایی آب مورد استفاده چند ساعت در هوایی آزاد قرار داده شود تا کلر موجود در آب از بین برود. و سپس این آب کلرزدای شده را به آب ماهیان اضافه نمائید.
مثل ماهی سرزنده
مثل سبزه شاداب و زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزشمند باشید
پیشــاپیش ســال نــو بــر شمــا مبــارک
شوق دیدار
شوق دیدار
بی تو On line شبی باز از آن Room گذشتم
همه تن چشم شدم . دنبال ID ی تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از Case وجودم
شدم آن User دیوانه که بودم
وسط صفحه Room , Desktop یاد تو درخشید
Ding صد پنجره پیچید
شکلکی زرد بخندید
یادم آمد که شبی با هم از آن Chat بگذشتیم
Room گشودیم و در آن PM دلخواسته گشتیم
لحظه ای بی خط و پیغام نشستیم
تو و Yahoo و Ding و دنگ
همه دلداده به یک Talk بد آهنگ
Windows و Hard و Mother Board
همگی دست برآورده به Keyboard
تو همه راز جهان ریخته در طرز سلامت
من بدنبال تو و معنی درك کلامت
یادم آمد که به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این Room نظر کن
Chat آئینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به Email ی نگران است
باش فردا که PM ات با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این Log Out , Room کن
باز گفتم حذر از Chat ندانم
ترک Chat کردن هرگز نتوانم نتوانم
روز اول که Email ام به تمنای تو پر زد
مثل Spam تو Inbox تو نشستم
تو Delet کردی ولی من نرمیدم نه گسستم
باز گفتم که تو یک Hacker و من User مستم
تا به دام تو درافتم همه Room ها رو گشتم و گشتم
تو مرا Hack بنمودی . نرمیدم . نگسستم
Room ی از پایه فرو ریخت
Hacker ی Ignor تلخی زد و بگریخت
Hard بر مهر تو خندید
PC از عشق تو هنگید
رفت در ظلمت شب آن شب و شبهای دگرهم
نگرفتی دگر از User آزرده خبر هم
نکنی دیگر از آن Room گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن Room گذشتم
چهارشنبه سوری
تاریخچه آئین چهارشنبه سوری
در فرهنگ ایرانیان باستان تاكنون
یکی از آئینهای سالانه و دیرینه ی ایرانیان جشن سوری، چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است. ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. چهارشنبه سوری، یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز برگزار می شود.
مردم در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار می کنند که ریشه اش به قرن ها پیش باز می گردد كه مراسم ویژه آن در شب چهارشنبه صورت می گیرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نیز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردی من از تو ) می خوانند. ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئینهای کهن ایرانیان است که همچنان در میان آنها و با اشکال دیگر در میان باقی بازماندگان اقوام آریائی رواج دارد و "سور" در زبان و ادبیات فارسی و برخی گویش های ایرانی به معنای "جشن"،"مهمانی"و "سرخ" آمده است.
جشن سور از زمان های بسیار دور در ایران مرسوم بوده است. قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هر ماه به ۳۰ روز بوده که هر کدام از این ۳۰ روز اسمی مشخص داشته است که بعد از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن اضافه شد. در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای کوبی با نام سور مرسوم بوده است. مختار برای کشتن یزید که در شهر کوفه که اکثر آنان ایرانی بوده اند از این فرصت استفاده کرده و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود یزید را قصاص نمود. بعد از گذشت چند سال بعد از ورود اسلام به ایران به آرامی جشن سور در ایران کم رنگ و به آخرین چهارشنبه سال محدود شد. جشن سور از مراسم اصیل ایرانی است و منشا خارجی ندارد. آتش از عناصر چهارگانه است و تنها عنصری است که آلوده نمی شود به همین منظور از گذشته های بسیار کهن تاکنون این آداب مرسوم بوده است.
آخرین سه شنبه ی آخر سال را شب چهار شنبه سوری می گویند. شبی است که امروزه فقط بوته افروزی آن مانده است. این کار را عصر سه شنبه ی آخر سال که آخرش چهارشنبه است انجام می دهند. بدین ترتیب كه کوپه های هیزم را روی هم می گذارند خورشید که غروب کرد هیزم را در حیاط خانه یا در کوچه یا در میدان باز آتش می زنند.
ظهور آتش بازی :
آتش بازی در شب چهار شنبه سوری در زمان ناصرالدین شاه و به وسیله ی فرانسوی ها در ایران رواج پیدا کرد. در ابتدا فقط برای سرگرمی شاه این نمایش انجام می شد پس از آن مردم هم در این سرگرمی سهیم شدند و دستور نمایش آن در میدان توپ خانه صادر شد و مردم در آن جا به تماشای آتش بازی می ایستادند و کم کم به شکلی که امروزه اجرا می شود در آمد.
بوته افروزی :
در ایران رسم است كه پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را كه از پیش فراهم كرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت "گله" كپه می كنند. با غروب آفتاب و نیم تاریك شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی را به هستی خود ببخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی می خوانند :
زردی من از تو ، سرخی تو از من
غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا
ای شب چهارشنبه ، ای كلیه جاردنده ، بده مراد بنده
خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود "زردی من از تو ، سرخی تو از من "
در هر خانه زنی خاكستر را در خاك انداز جمع می كند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می كوبد و به ساكنان خانه می گوید كه از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است.
در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یك سال به درون خانه خود می برد. ایرانیان عقیده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانكار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاكی را از محیط زیست دور و پاك می سازند. برای این كه آتش آلوده نشود خاكستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود ببرد.
گرد آوردن بوته، آتش زدن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شاید مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است. مراسم دیگری مانند كوزه شكنی، فال گوش نشینی، آش نذری پختن، آب پاشی، بخت گشائی دختران، دفع چشم زخمها، کندرو خوشبو، قاشق زنی، فال گرفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد.
مراسم كوزه شكنی :
مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی، كمی نمك به علامت شور چشمی، و یكی سكه به نشانه تنگدستی در كوزه ای سفالین می اندازند و هر یك از افراد خانواده یك بار كوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر، كوزه را بر سر بام خانه می برد و آن را به كوچه پرتاب می كند و می گوید: "درد و بلای خانه را ریختم به توی كوچه" و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تیره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می كنند.
فال گوش نشینی :
در شب چهار شنبه سوری فال گوش ایستادن و گوش کردن به حرف های رهگذران یک رسم است که سرنوشت ما در این شب تشکیل می شود البته می توانیم بگوییم که این یک اعتقاد است زیرا فال گوش َایستادن کار خوبی نیست. زنان و دخترانی كه شوق شوهر كردن دارند، یا آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می كنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیك و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبت كردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجت و آرزوی خود را برآورده می پندارند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.
قاشق زنی :
از کارهای شب چهار شنبه سوری قاشق زنی بود که زنان و مردان این کار را انجام می دادند. زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با كاسه ای مسین برمی دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنكه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر كاسه می زنند. صاحب خانه كه می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در كاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.
آش چهارشنبه سوری :
خانواده هایی كه بیمار در خانه داشتند یا اینكه حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می كردند و در شب چهارشنبه آخر سال "آش ابودردا" یا "آش بیمار" می پختند و آن را اندكی به بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می كردند.
تقسیم آجیل چهارشنبه سوری :
زنانی كه نذر و نیازی می كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجیل هفت مغز به نام "آجیل چهارشنبه سوری" از یك دكان رو به قبله می خریدند و پاك می كردند و میان خویش و آشنا پخش می كردند و می خورند. به هنگام پاك كردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل می كردند. امروزه، آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.
ریشه ی فرهنگی چهارشنبه سوری :
بطور كلی فرهنگ مردم را باید در درون زندگی مردم و از لابلای باورهای مردم جستجو كرد، از آنجا كه چهارشنبه سوری از آئین های دیرینه ی ایرانیان است جدای اینكه امروزه آنچه درشهرهای بزرگ ایران، به خصوص تهران در این شب انجام می گیرد بیشتر به جنگ و نزاع شبیه است تا سور و شادی! ولی میتوان با بازگشت به زمانی حدود بیست و چند سال پیش، دریافت كه شب چهارشنبه ی آخر سال مراسم متنوعی داشت که در استانهای مختلف ایران مراسمی با اشکال گوناگون و با سبك های سنتی صورت می پذیرفت كه اکنون نیز برخی از آن رسوم در بعضی از استانهای ایران برگزار می شود که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود :
:: استان آذربایجان شرقی
تبریزی ها در شب چهارشنبه سوری به روی هم آب یا گلاب می پاشند و معتقدند آب پاشیدن، زندگی را با سعادت قرین می کند. از دیگر رسوم ضروری این شب، فرستادن خُنچه از منزل داماد به منزل عروس است. در این خنچه معمولاً میوه، شیرینی، گلدانهای پرگل، ماهی و خلعت (پارچه) برای خانواده ی عروس و خود عروس گذارده می شود. دختران دم بخت تبریزی هنگام پریدن از روی آتش می خوانند:
"بختم آچیل چهارشنبه" یعنی: چهارشنبه! بختم را بازکن.
:: استان آذربایجان غربی
خانواده های ارومیّه ای در این شب به خانه ی مسن ترین فرد فامیل می روند و به خوردن آجیل سرگرم می شوند. آجیل حتماً باید از هفت نوع خوراکی تهیه شود. این هفت نوع خوراکی می تواند از بین خوراکیهای زیر باشد:
انجیر، کشمش، مویز، خرما، توت خشک، فندق، بادام، گردو، سنجد، نخودچی، آب نبات، تخمه بدون نمک، باسلق، برنجک (برنج بوداده) برگه هلو، برگه زردآلو و گندم برشته. کسی که مرادی و حاجتی دارد، باید تقسیم آجیل را به عهده بگیرد تا مرادش برآورده شود.
:: استان اردبیل
در مغان، مردم پیش از طلوع آفتاب روز چهارشنبه، دسته جمعی به کنار رودخانه می روند، آتشی بر می افروزند و جوانان در آنجا به سوارکاری می پردازند و هنگام بازگشت، زنان ظرف هایشان را از آب رودخانه پر می کنند و به خانه می آورند و آب آن را به دور و برخانه می پاشند که با این کار، سال جدید، سالی سرشار از روشنی و زلالی و پاکی خواهد بود.
:: استان بوشهر
بوشهری ها پس از آتش افروزی در خانه هایشان و پریدن از روی آن، با قایق از روی آب می گذرند و معتقدند با این کار نحسی این شب از بین می رود. در ضمن کوزه ی نویی را که تا آن زمان استفاده نکرده اند، به دیوار می زنند تا شکسته شود تا بلا و بدبختی، مثل کوزه شکسته شود.
:: استان خراسان
در خراسان مراسم کوزه شکستن به این طریق است که درون کوزه های کهنه مقدار نمک که علامت شور بختی است و مقداری ذغال که علامت سیاه بختی است و یک سکه کم ارزش پول می ریزند و تمام افراد خانواده آن را به دور سر می چرخانند و آخرین نفر کوزه را از پشت بام به کوچه پرت می کند و می گوید:
"درد و بلام توکوزه راه بیفته بره تو کوچه"
در بعضی از نقاط خراسان در این شب به جای آش، چهار نوع پلو می پزند. این پلوها عبارتند از: رشته پلو، عدس پلو، زرشک پلو و ماش پلو که معمولاً به فقرا، نزدیکان و همسایگان می دهند. در آجیل خراسانی ها مطلقاً نمک وجود ندارد، چون نمک را علامت شوربختی می دانند.
:: استان خوزستان
در اهواز، پس از پریدن از روی آتش، مراسم قاشق زنی انجام می گیرد که خانواده ها، خوراکی یا آجیل شور و شیرین در ظرف قاشقزنان می ریزند.
:: استان سیستان و بلوچستان
در سیستان مردم گونی، پتو و نمد کهنه را به صورت گلوله در می آورند و آن را در غروب آخرین چهارشنبه سال، آتش می زنند و معتقدند که نحوست این شب با این عمل از بین می رود.
:: استان فارس
در شیراز برای گشودن بخت دختران در شب چهارشنبه سوری به سعدیه می روند و از آب استخر سعدیه بر سر وروی دختران می ریزند. زنان نیز با ریختن این آب به روی خود، معتقدند که مهرشان در دل شوهر بیشتر می شود. در این شب زنان برای برآورده شدن حاجاتشان زیر منبر مسجد جامع شهر دعا می خوانند و پس از دعا خواندن، حلوا و آش می پزند.
:: استان کردستان
مردم کردستان مخصوصاًروستائیان، دسته جمعی به صحرا و کنار چشمه سارها می روند و پس از مدتی که به شادی و پایکوبی و کشتی گرفتن گذراندند، هنگام مراجعت به خانه، هرکسی مقداری سنگریزه جمع می کند و بدون آنکه به پشت سرخود نگاه کند، سنگریزه را از روی شانه به عقب پرتاب می کند و بدین ترتیب بلا و آفت را از خود دور می سازد.
از دیگر مراسم این شب، شال اندازی است که عده ای از جوانان بالای پشت بام خانه ها و کنار درها و پنجره های همسایگان و ثروتمندان می روند و ضمن خواندن سرود و تصنیف، از دریچه ای، شال را آویزان می کنند. اهل خانه هدیه ای را به شال می بندند که معمولاً سکه، تخم مرغ، شاخه نبات، کله قند، جوراب یا نخودچی و کشمش است.
:: استان کرمان
در کرمان مقداری ذغال، نمک، سکه ی کم ارزش پول و کمی نان درکوزه خالی می ریزند و شب چهار شنبه سوری آن را از بالای بام به کوچه پرتاب می کنند تا بلا و کمبود از همه چیز مخصوصاً از آنچه در کوزه است دور شود.
:: استان گیلان
در روستاهای اطراف رشت، غروب شب چهارشنبه سوری، در پنج منطقه پوشال برنج را با فاصله کنار هم می چینند، سپس آنها را آتش می زنند و برای دفع چشم زخم، اسپند در آتش می ریزند و افراد هر خانواده از بزرگ به کوچک، سه مرتبه از روی آن می پرند و این ترانه را به گویش گیلکی می خوانند:
"گل گل چهارشنبه ، به حق پنجشنبه ، نکبت بی شه ، دولت بی یه ، زردی بی شه ، سرخی بی یه"
یعنی: آتش سرخ چهار شنبه! به حق پنجشنبه نکبت برود، دولت بیاید. زردی برود، سرخی بیاید.
پس از پریدن از روی آتش ترقه در می کنند به این معنی که از نحوست چهارشنبه در امان باشند. در این شب خورشت"ترشه تره" می پزند و آن را با کته، ماست و دوغ می خورند. صبح فردا (روز چهارشنبه) خاکستر برجای مانده از آتش شبانه را جمع می کنند و پای درختان میوه می ریزند به این نیّت که درختان بارورشوند و میوه ی بیشتری بدهند.
:: استان لرستان
در این شب در خرم آباد هیزم را به هفت دسته تقسیم می کنند و با فاصله های معینی در یک ردیف می چینند و آتش می زنند و با خواندن :
"زردی مه د تو، سرخی تو د مه"
یعنی: زردی من از تو و سرخی تو از من و از روی آن می پرند.
:: استان مازندران
در روستاهای مازندران در شب چهار شنبه سوری، علاوه بر کشتی گرفتن و اسپند دودکردن، انواع آشها پخته می شود از جمله "آش هفت ترشی" که از هفت نوع سبزی و هفت نوع ترشی و هفت نوع حبوبات در آن استفاده می شود و نیز "گزنه آش " که یکی از سبزی های مصرفی در آن، گزنه است. اعتقاد براین است که خوردن این آش بسیاری از بیماریها و کسالتها را از بین می برد.
:: استان مرکزی
در این استان، علاوه بر مراسم آتش بازی، برای آمرزش اموات مقداری خرما یا شکر پنیر تهیه می کنند و یا حلوا درست می کنند و سرگذر می ایستند و به عابران تعارف می کنند. هر رهگذر وظیفه دارد یک دانه بردارد و قبل از خوردن، برای آمرزش اموات خیرات دهنده، حمد و سوره ای بخواند و سپس خوراکی را بخورد.
تحریف آیین چهارشنبه سوری :
یافته های پزوهشی نشان می دهد كه تمامی آیین ها و یادمان هایی كه مردم ایران در هنگامه های گوناگون بر پا می داشتند و بخشی از آنها همچنان در فرهنگ این سرزمین پایدار شده است، با منش، اخلاق و خرد نیاكان ما در آمیخته بود و در همه آنها، اعتقاد به پروردگار، امید به زندگی، نبرد با اهریمنان و بدسگالان و مرگ پرستان، در قالب نمادها، نمایش ها و آیین های گوناگون نمایشی گنجانده شده بود. رفتار خشونت آمیز و مغایر با عرف و منش جامعه نطیر آنچه كه امروزه تحت نام چهارشنبه سوری شاهد آن هستیم، در هیچكدام از این آیین ها دیده نمی شود. بهتر است بگوییم، كسانی كه با منفجر كردن ترقه و پراكندن آتش سلامتی مردم را هدف می گیرند، با تن دادن به رفتاری آمیخته به هرج و مرج روحی، آیین چهارشنبه سوری را تحریف كرده اند. پس امیدوارم دوستان عزیز با خواندن این مطالب، قشنگی این رسم كهن ایرانی را با انجام كارهای خطرناك و استفاده از ترقه های غیر مجاز خراب نكنند ...
با امید به چهارشنبه سوری زیبا، فرهنگ ساز و بدور از هر گونه خطر احتمالی
و با آرزوی عیدی سرشار از سرور، همراه با جشنی پر از نشاط و شادمانی
یادتون نره
آیا تا به حال براتون پیش اومده که بعد از تدارک و برنامهریزی سفر و بعد از یک روز راهپیمایی و دستهجمعی عرق ریختن، ناگهان متوجه شده باشید کبریت ندارید و مجبورید شب را در کوهستان سرد بدون آتش بگذرانید؟ یا مثلا درست وقتی که همه چیز آماده است متوجه شده باشید بادبزن برای درست کردن جوجهکباب روی زغال داغ یادتان رفته؟ هر چقدر هم که دقیق و باهوش باشید باز ممکن است چیزی را از قلم بیاندازید. به همین دلیل بهترین کار این است که قبل از هر مسافرتی فهرستی از اشیاء و لوازم مهم و ضروری داشته باشید و مطمئن شوید چیزی از قلم نیفتاده. نکته مهم دیگر این است که همیشه نمیتوانید شیء فراموش شده را از مغازه بخرید. ارزش یک جفت باطری اضافه برای چراغ قوه وسط یک بیابان تاریک چقدر است؟ یا اگر کیفتان همراه با مدارک به سرفت رفت آیا شماره گواهی نامه یا فتوکپی پاسپورتتان را میتوانید از مغازه خریداری کنید؟
فهرستی که در این صفحه تهیه شده میتواند جهت جلوگیری از "ضد حال در مسافرت" به کار آید. اما لطفا این چند نکته را در نظر داشته باشید :
:: فهرست را مطابق با مسافرت خود تنظیم کنید. بسته به نوع سفرتان ممکن است برخی از موارد ذکر شده به دردتان نخورد یا نیاز به تغییراتی نسبت به سلیقه ی شما داشته باشد.
:: در اینجا به وسائل مورد نیاز در مسافرتهای خاص اشاره نشده است. مثلا وسائل اسکی یا کوهنوردی و غیره، همینطور وسائل رفاهی یا خیلی تجملاتی نیز خارج از موضوعیت این فهرست است.
:: این فهرست به تدریج و به صورت تجربی و در گذر زمان به دست آمده و به هیچ عنوان ادعایی در کامل بودنش نیست. البته امیدوارم دست کم مشمول اكثریت موارد مهم باشه ولی در صورتی که فکر میکنید چیزی از قلم افتاده لطفا خودتون اضافه کنید ...
مدارک ضروری
بلیط (هواپیما، قطار، اتوبوس)، برگه ووچر تور یا هتل، نقشه راهها، نقشه شهر مورد نظر، پاسپورت، کارتشناسایی، گواهینامه، شناسنامه، کارت پایان خدمت، دفترچه بیمه، سابقه مدارک پزشکی (در صورت سفر به خارج از کشور)، پول به صورت وجه نقد و چک مسافرتی و نیز در صورت تمایل كارت بانك، فهرست جداگانه از کلیه محتویات و مدارک مهم همراه با یک نسخه فتوکپی هر یک (جهت ردیابی در صورت سرقت یا گم شدن)، فهرست تلفنهای مهم و اضطراری شامل شماره تلفن جهت اطلاع دادن سرقت یا فقدان کارتهای بانکی، گواهینامه، …)، آدرس و شماره تماس هتل یا مقصد مورد نظر همراه با کروکی در صورت نیاز، آدرس و شماره تماس سفارت ایران در شهر یا کشور مقصد، قبل از سفر در مورد محلی که میروید در اینترنت جستجو کنید، به wikipedia سر بزنید و عکس و اطلاعات محلی یا تاریخی را گردآوری کنید و همراه خود ببرید، ضمنا چنانچه با اتومبیل شخصی مسافرت می كنید در جریان باشید كه در شروع سال ۸۸ کارت خودرو، برگه معاینه فنی (از 15 فروردین)، بیمه شخص ثالث و گواهینامه، چهار مدرکی است که پلیس راه ها کنترل می کنند و در صورت بهمراه نداشتن هر كدام مشمول جرایم و حالگیری ناخواسته خواهید شد و سفارش آخر اینكه کارت سوخت را بخاطر بسپار (این یکی واقعا مهم است!)، راستی اگه مثل من کم حافظه هستید مواظب باشید رمز خودپردازتون را فراموش نکنید!
کمکهای اولیه
چسب زخم، گاز استریل، چسب کاغذی مخصوص پانسمان، قیچی، موچین زنانه برای برداشتن ذرات چوب از زیر پوست، دماسنج غیر جیوهای، شربت ضد تهوع، قرص مسکن، قرص تببر، چراغ قوه کوچک با باطری، وازلین، صابون، مایع ضدعفونی کننده (آب اکسیژنه توصیه میشود)، قرص آسپیرین، قرص ضد التهاب (آنتی هیستامین)، پماد آنتی بیوتیک، پماد سوختگی، قرص مولتی ویتامین، کرم ضد آفتاب، دفترچه آموزش مقدماتی کمکهای اولیه، قرص ضد دلپیچه یا عرق نعنا، باند مخصوص جهت بستن و گرم نگه داشتن عضو ضرب دیده، پودر او-ار-اس یا الکترولیت جهت مقابله با اسهال یا گرمازدگی، محلول شستشوی چشم، دستکش لاستیکی، سنجاق، باند معمولی، باند چسبدار، داروی ضد گزدیگی مار و عقرب
پوشک برای نوزاد، دستمال مرطوب، شامپو، صابون، کهنه کتانی، ناخن گیر، کرم مرطوب کننده برای صورت و بدن، سشوار، برس مو، شانه، موبند، نخ دندان، مایع دهان شوی، عینک آفتابی ضد UVA و UVB، عینک طبی، آدامس، اسپری خوشبو کننده دهان، پودر رختشویی، وسائل آرایش برای خانمها، مسواک، خمیردندان، حوله، ژل مو، اسپری خوشبو کننده بدن، تیغ اصلاح همراه با خودتراش، خمیر اصلاح، گوش پاک کن، نوار بهداشتی، مچ بند، ساق بند، دستمال کاغذی، دستمال توالت، اسپری حشره کش، اسپری دفع حشرات (با حشره کش فرق میکند، این یکی را به خودتان میزنید و حشرهها دیگر شما را دوست ندارند)
پوشاک و البسه
لباس راحتی برای شب، شلوار، شلوارک، جوراب، جوراب حولهای، تیشرت یا پیراهن، روسری، کفش ورزشی، لوازم شنا (مایو، عینک، دماغ گیرو …)، لباس زیر، دمپایی لاستیکی، کاپشن، بادگیر، کلاه لبه دار برای جلوگیری از آفتاب، چکمه ساق بلند، روسری، کفش صندل، ساعت (ترجیحا مجهز به قطبنما)، لباس بارانی کلاهدار، دستکش، شال، کلاه پشمی که گوشها و صورت را بپوشاند، سوزن، نخ سفید، نخ مشکی، دگمه اضافه
مواد خوراکی و وسائل تهیه غذا
قاشق، چنگال، چاقو، کارد، نی، بشقاب، لیوان، کلمن، کنسرو و مواد غذایی، روغن مایع، درب بازکن جهت کنسرو و نوشابه، ماهیتابه، کیسه نایلونی، فویل آلومینیومی، فویل نایلونی، سبد در دار، فلاسک، کتری فلزی برای درست کردن آب جوش روی آتش، قوری فلزی، شکلات، خشکبار (انجیر خشک، کشمش، برگه هلو، …)، نمک، فلفل، سماق، ادویه، مواد صبحانه (مربا، کره، عسل، پنیر، خرما، تخم مرغ)، نان، بیسکویت، میوه، بادبزن، مقاش یا انبر باری زغال، زغال منقل، منقل (در صورتیکه سنگ برای درست کردن منقل در محیط نباشد)، سیخ پهن و نازک، قلیان، تنباکو با طعمهای مختلف برای قلیان، سیگار، چوب سیگار، روزنامه باطله
متفرقه اما مهم
چادر با ظرفیت مناسب همراه با وسائل لازم جهت نصب مانند میلهها و …، توری پشهبند، کیسهخواب متناسب با دمای محیط، پتو، نوشیدنی انرژیزای ورزشی، ملحفه، بالش، زیرانداز مخصوص کیسه خواب، سوت، چتر و سایهبان، کوله پشتی، تبر، اره، طناب، چاقوتیزکن، چاقوی جیبی چند منظوره، قرص تصفیه آب، گاز پیکنیکی همراه با کپسول اضافه، چراغ باطریدار قابل نصب بر روی سر، شمع برای روشنایی، قطبنما، مکانیاب GPS مجهز به نقشه، انواع نقشه متناسب با مسیر، کیسه زباله، صندلی مسافرتی تاشو، ننو که بشه از دوطرف به درخت بست (خیلی حال میده امتحان کنید!)، مواد لازم برای روشن کردن آتش مانند الکل جامد، فندک، کبریت، چراغ قوه ضد آب، بطری برای نگهداری مایعات، لیوان، چراغ کم مصرف برای شب (ترجیحا قابل شارژ با ماشین)، چراغ روشنایی گازی همراه با کپسول و توری اضافه، میز تاشو پلاستیکی یا آلومینیومی
وسایل مورد نیاز داخل اتومبیل
روغن موتور، جعبه ابزارهای متداول، بیلچه، مایع شیشهشور، زنجیر چرخ( البته اگر مقصد مناطق سردسیر باشد)، لاستیک زاپاس سالم و پرباد، کلید اضافه ماشین و منزل، خودکار، مداد، دفترچه یادداشت، پول خرد برای عوارض جاده و اتوبان، زیرانداز ضدآب، آب نوشیدنی اضافه، آینه جهت علامت دادن در صورت گم شدن یا نیاز به کمک، غذای اضافه، غذای پرانرِژی، باطری قلمی در سایزهای مورد نیاز، تلفن همراه، شارژر ماشینی تلفن همراه، پول خرد جهت تلفن، لنگ یا پارچه جهت شستشوی شیشه خودرو، جعبه کمکهای اولیه مخصوص خودرو، کپسول آتشنشانی مخصوص خودرو، مثلث خطر، لباس گرم اضافه، لباس و دستکش کار در صورت نیاز به انجام تعمیرات روی خودرو، کتابچه راهنمای خودرو
سرگرمی
کتاب، مجله، خودآموز زبان کشور مقصد، دستگاه ضبط صوت دیجیتال، دستگاه پخشmp3، هدفون، ذره بین، شطرنج، دومینو، دوربین عکاسی، فیلم یا کارت حافظه اضافه برای دوربین، دوربین فیلمبرداری، نوار کاست یا سیدی موسیقی، مبدل وصل کردن mp3 player به سیستم صوتی خودرو (مدل رادیویی FM و یا مدل کاستی)، دوربین دوچشمی یا تک چشمی، سه پایه دوربین برای عکاسی در شب، باطری اضافه برای دوربین، لپتاپ یا هارددیسک جهت خالی کردن عکسها، دستگاه کارتخوان جهت خواندن کارت حافظه دوربین، طناب یا تور برای والیبال یا بازیهای مشابه، فریزبی، بدمینتون
فهرست اشیایی که بهتر است همراه خود نبرید!
در صورت مسافرت خارج از کشور نیازی به بردن موارد زیر و پذیرفتن ریسک گم شدن آنها ندارید (در صورت تمایل میتوانید کپی یا عکس آنها را ببرید):
شناسنامه، کارت پایان خدمت، کارت ملی، پول ایران به جز میزان اندک مورد نیاز، کارتهای خودپرداز بانکهای ایرانی که در هیچ جای جهان جز ایران کاربرد ندارند، دفترچه بیمه.
و اما در صورت مسافرت داخلی:
کارت پایان خدمت ، شناسنامه ، کارت ملی ، گواهینامه فقط یکی کافی است. اگر رانندگی میکنید گواهینامه کفایت میکند و با آن تقریبا همه کاری میتوان انجام داد. میتوانید برای احتیاط کپی شناسنامه یا کارت خدمت را هم همراه ببرید.
مواد غذایی که زود فاسد میشوند، اشیاء گرانقیمت و غیرضروری مانند جواهرات، لباس یا کفش نامتناسب با نوع مسافرت، وسائل سنگین و یا پرحجم
قبل از سفر حتما به این سئوال پاسخ دهید:
اگر به هر دلیل مطابق با برنامه پیشبینی شده نتوانستید بموقع از سفر برگردید چه اتفاقی میافتد؟
(خانه، مدرسه، محل کار، قرار شغلی، تعهدات مالی، خانوادگی و …) برای هر مورد راه حلی از پیش آماده داشته باشید.
باغ فین كاشان
موقعیت باغ فین- كاشان
شهر كاشان در حاشیه كویر در فاصله 220 كیلومتری جنوب شهر تهران و 86 كیلومتری جنوب شهر قم واقع است. مختصات جغرافیایی آن 51 درجه و 27 دقیقه طول شرقی و 33 درجه و 59 دقیقه عرض شمالی است و ارتفاع آن از سطح دریای آزاد بین 940 تا 1130 متر میباشد.
ناحیه فین یكی از تفرجگاههای اطراف كاشان است و میتوان نسبت ناحیه فین به كاشان را مانند منطقه تجریش به تهران دانست. ناحیهای كه باغ فین در آن قرار گرفتهاست, به نام فین كوچك معروف بوده و موقعیت آن در جنوب غربی شهر كاشان میباشد. باغ تاریخی فین در منتهاالیه جنوب شرقی جاده فین (خیابان امیركبیر) در شهر كاشان و در مجاورت مظهر چشمه تاریخی سلیمان قرار گرفتهاست. در گذشته در ناحیه فین منظومهای از باغها وجود داشته كه باغ فین با اهمیتترین و در حقیقت نگین آن منظومه بودهاست.
تاریخچه باغ فین
به نظر میرسد در دوران بارانی بین آخرین دورههای یخچالی دوران چهارم Plistocem در نجد ایران دریاچه پهناوری گسترده بوده است. این دریا با شروع عهد خشكسالی به تدریج خشك شده و اكنون در محل آن كویر بزرگ مركزی برجاست. در اواخر هزاره ششم در سرزمین حاصلخیز رسوبی در جوار كوهستان و حاشیه كویر مركزی اولین استقرارها در ناحیه سیلك شناسایی شده است. یكی از مهمترین عوامل این امر كه موجب استقرار طولانی در این ناحیه گردیده را میتوان وجود چشمه فین در 2 كیلومتری این ناحیه ذكر كرد. در واقع مهمترین عامل شكلگیری تمدنها از قدیمیترین دورانها در این ناحیه، وجود آب سرشار و دائمی در سرچشمه فین است، كه باعث جذب انسان به این منطقه شده و در شكلگیری و پیشرفت تمدن در این ناحیه نقش اساسی ایفا نموده است. از دوران هخامنشی این ناحیه مطلب خاصی نمیدانیم، تنها در روستای مرق مجموعهای از سكههای داریوش سوم به همراه تعدادی سكههای سلوكی یافت شده است. وجود آتشكده نیاسر بجای مانده از زمان ساسانیان در حومه كاشان نشان از آبادانی و معمور بودن ناحیه در آن دوران دارد، به حدی كه طبق گزارشهای اعثمكوفی در جنگ نهاوند، دلاوری از ناحیه كاشان (آذرگرد) با بیش از بیست هزار سوار در این نبرد شركت داشته كه رویاروی لشكر اعراب ایستاده اند. و دست آخر اینكه حمدا. . . مستوفی در نزهته القلوب بنای شهر كاشان را در دوره اسلامیبه زبیده خاتون همسر هارون الرشید نسبت داده است.
ناحیه فین
«فین قصبهای است در بخش مركزی شهرستان كاشان كه دارای دو قسمت جداگانه فین بزرگ و فین كوچك است، و بعضی آن را فینین نامند. فین در شش هزار گزی باختر كاشان قرار گرفته است و به واسطه كثرت اشجار و آب و هوای خوب یكی از تفرجگاههای اطراف كاشان است، آب آن از چشمه معروف سلیمانیه و سفیدآب تأمین میشود و . . . (لغتنامه دهخدا). طبق نوشته دونالد ویلبر در كتاب باغهای ایرانی و كوشكهای آن: «وقتی مسافر به شهر تاریخی كاشان نزدیك میگردد میتواند در سمت راست جاده، باغ فین را با سروهای زیبایش مشاهده كند، با بازدید از این نقطه میتوان گفت كه مهمترین نقطه این شهر را دیده است.»
قدیمیترین منبعی كه در مورد تاریخ فین و آبهای آن اشاراتی دارد، كتاب تاریخ قم (تألیف سال 378 هجری قمری) است كه البته مانند بسیاری از مناطق دیگر پایهگذاری آن را با شخصیتهای اساطیری آمیخته چنین مینویسد: «فین آن را بشتاسب بنا كرد و در آن وقت كه با ارجاسف ملك ترك كارزار كرد و كاریزهای آن دیه را با اشارت ملك جم بیرون آورده و بسیار آبند»
فین كوچك كه باغ فین نیز در آن واقع است، دارای 17 محله میباشد، این محلات عبارتند از: محله سرپایین، محله پشت باغ، محله مصلی، محله ملتی، محله رودخانه، محله باغكهنه، محله سازمان آب، محله ملاقطب، محله انار، محله توتستان، محله زیارت، محله شاهزاده ابراهیم، محله گذر، محله پنجروزه، محله حیدری، محله تنبیلی، زبان مردم فین فارسی است، ولی زبان محلی كه ریشههای فرس قدیم دارد در این قسمت رایج است. مذهب مردم فین شیعه اثنی عشری است.
مفضلبنسعد مافروخی در كتاب محاسن اصفهان چنین آورده است كه: «و به دیه ابروز كاشان كاریزی هست اسفذاب نام مشرب اهل آن دیه و صحراها و دیههایی چند كه در آن حوالی واقع است و به دیه پین غایض میشود» از این نوشته چنین استناد میشود كه نام قدیمیفین «پین» بوده است و بعدها بر اثر استعمال لغت به فین تبدیل شده است و نیز اینكه یكی از منابع تأمین آب فین سفیدآب است. در ادامه كتاب از حضور عمروبنلیث صفاری در كنار این رودخانه، و شگفتی او از این آب و جستجوی او برای یافتن سرچشمه آن كه بینتیجه مانده است، صحبت به میان آمده است.
چشمه سلیمانیه
در جنوب باغ فین چشمه آبی موسوم به چشمه سلیمانیه، با قریب به دوازده سنگ آب وجود دارد. آب آن فوق العاده صاف است ولی به واسطه داشتن بعضی املاح برای آشامیدن مناسب نیست. آب چشمه فین به واسطه كیفیتهای خاص خود مانند صافی و پاكی و روشنایی كمنظیر و همچنین كیفیت ثابت و تغییر ناپذیرش همواره مشهور و ضربالمثل بوده است و طبق نوشته فلاندن «مردم برای این آب عقاید موهوم دارند و میگویند خاصیت طبی دارد» این چشمه از بن صخرههایی به نام كوه دندانه و شكاف تخته سنگهای معدن گچ و آهك واقع در شش كیلومتری غرب كاشان از زمین میجوشد.
در وجه تسمیه این چشمه دو روایت نقل میشود:
الف: كاشان یكی از مراكز یهودی نشین ایران بوده كه طبق آمارگیری كه در دوران شاه عباس دوم انجام شده است بیش از 1000 خانوار یهودی در این شهر سكونت داشتهاند و در آن دوران با حضور چند تن از علمای یهود در این شهر لقب اورشلیم دوم به آن اطلاق شده است. یهودیان ساكن در این شهر برای این آب قداست خاصی قائل بودهاند زیرا معتقد بودند كه این چشمه از معجزات سلیمان نبی است، از همین روی آن را به نام چشمه سلیمانیه نامیده اند.
ب: برخی نیز اعتقاد دارند در دوران شاه سلیمان صفوی در اطراف این چشمه صفه یا بنایی ساخته شده است، به این سبب آن را به نام سلیمان صفوی چشمه سلیمانیه خوانند.
یك نظر حیدرصفدر به سلیمان شاه كرد آب سرچشمه فین را ز عصا پیدا كرد كه البته هر دو، روایتهایی شفاهی هستند كه برای آن سند مكتوبی موجود نیست اما در فرهنگ عامه مورد قبول واقع گردیده اند.
سابقه تاریخ باغ فین
1- باغ كهنه
وجود باغ فین به دوران آلبویه منسوب است كه از این دوران شواهدی در دست نیست و اثبات این مطلب نیاز به تحقیقات و كاوشهای باستانشناسی دارد. بعد از این دوران نیز وجود باغ فین را به دوران ایلخانی منسوب كردهاند، یاقوتحموی (قرن هشتم) نیز از گشت و گزار مردم كاشان در اطراف باغات فین یاد كرده است.
در دوران آغازین حكومت شاهاسماعیل صفوی (909 هجری قمری) مردم كاشان كه از رسمیشدن مذهب شیعه به شوق آمده بودند، مشتاقانه در انتظار دیدار شاه محبوب خود به آذینبندی كوچه و خیابان شهر پرداختند. شاهاسماعیل به كاشان آمد، در باغ فین جلوس كرد، و در سرچشمه فین بار عام داد. همه اقشار مردم ـ در این جشن و سرور شركت كردند و پس از مراسم تشریفات به طعام دعوت شدند. شاه از آن همه احساسات و پذیراییهای بسیار شادمان شد و در پایان دستور برپایی جشن خلعت داد. (شاهاسماعیل دو بار باغ فین آمد و در آنجا جشن و سرور برپا كرده است.)
كاشان در دوران صفوی اهمیت فراوانی مییابد كه دلایل زیر را میتواند برای آن برشمرد.
1- توجه پادشاهان صفوی به مذهب شیعه و شهرهایی كه مركز شیعیان و علمای شیعه بودند، موجب اهمیت یافتن كاشان گردید.
2- اهمیتی كه پادشاهان صفوی برای صنایع دستی و هنر قائل بودند؛ با وجود هنرمندان و صنعتگران مختلف (كاشیكاری، قالی بافی، ابریشمبافی. . .) در این شهر، بر اهمیت آن افزوده گردید.
3- اهمیت یافتن اصفهان و پایتخت شدن آن موجب گردید كه شهرهای پیرامون آن از جمله كاشان كه بر سر راههای ری و خراسان قرار داشت آباد گردیده و صنایع و بازرگانی آن رونق گیرد.
4- قرار گرفتن كاشان بر سر راه تجاری بندرعباس.
این عوامل باعث شد كه كاشان در دوران صفوی از نظر مذهب، وسعت، ثروت و زیبایی دومین شهر ایران به شمار رفته و بازارهای آن پر از اجناس و كالاهای مختلف و مساجد و اماكن مذهبی، پر رونق و مركز علمی و فرهنگیاش فعال گردد. به نقل از سفرنامه فیگوئروآ: «شهر كاشان همواره مورد توجه پادشاهان ایران بوده است، نخست از این جهت كه اهالی آن بسیار صدیق و خوشمشربند، و دو دیگر بخاطر آنكه مركز تولید پارچههای ابریشمی و به خصوص قالیهای بسیار ظریف و مرغوبی است كه در سراسر جهان نظیر ندارد و از این طریق ثروت سرشاری را جلب میكند.»
2- باغ فین
1- در اواخر دوران شاه طهماسب زلزله مهیبی در شهر كاشان روی داد. كانون آن در منطقه فین بوده و در آنجا آسیب فراوانی به بناها وارد كرده است. پس از شاه طهماسب تا به حكومت رسیدن شاه عباس اول دو تن از خاندان صفوی به حكومت رسیدند. (شاه َاسماعیل دوم، و محمد خدابنده پدر شاه عباس) در تمامیاین دوران حكومت مركزی ضعیف بوده و چندین سال حكومت كاشان در دست تركمنان افتاده است كه در آن دوران خرابیهای بسیاری به بار آوردهاند.
2- در عهد شاه عباس پس از رفع فتنه تركمنها، شاه صفوی اوامری جهت عمران و آبادانی كاشان و تدارك وسایل توسعه و ترقی صنایع محلی و بهبود اوضاع عمومی آنجا صادر كرد و آقا خضرنهاوندی حاكم كاشان مأمور اجرای آن شد. حسن نراقی در كتاب آثار تاریخی شهرستانهای كاشان و نطنز آورده است:
«شاه عباس چون بنای سالخورده و ویران گشته فین را خور همسری با چشمه سلیمانیه و همت والای خود نمیدید، از این رو طرح كاخ جدیدی بدینگونه پی افكنده شد. مظهر آب روان چشمه را قریب500 متر بالاتر از باغ قدیم یعنی در مكان چشمه كنونی قرار داد و باغشاه جدید را در محدوده زمینهای نوگیر به ابعاد 157 متر طول شرقی و غربی در 142 متر عرض شمالی و جنوبی حصار بندی كرد و در چهارگوشه آن برجهای گرد و مرتفعی بنا كرد و. . .»
شاه عباس برای رفع خطر سیل در حدود یك كیلومتری جنوب باغ سدی مستحكم با سنگ و ساروج ساخت كه هنوز هم پا برجاست.
خضرنهاوندی سالها در كاشان حكومت كرد و در طی این دوران بر قدرت خود افزود، تا جایی كه قدرتش به حدی رسید كه شاه عباس از نفوذ او احساس خطر كرد.
در سال 1016 هجری قمری به هنگام حضور شاه عباس (احتمالاً در باغ فین) كلهپزی با كارد به او حمله كرد و وی را از پای در آورد از آنجایی كه برادر وی ملاعبدالباقی نهاوندی صاحب كتاب «مآثر رحیمی» پس از قتل برادر به هندوستان فرار كرده و بر طبق نوشته های او، این نتیجه دور از ذهن نیست كه این قتل، قتلی سیاسی بوده و به فرمان شاه اجرا شده است. در این باره حتی اسكندربیگ منشی نیز سكوت كرده است و مطلبی در كتاب عالم آرای عباسی ننوشته است.
شاه صفی پس از مرگ شاه عباس به حكومت رسید. او نیز مانند پدر خود برای عمران و آبادی این باغ كوشید و طبقه فوقانی بنای شترگلوی صفوی با چوب و آهن در زمان او ساخته شد (سال 1050 هجری قمری) تا وی بتواند مناظر اطراف را از بلندترین نقطه مشاهده كند. شاه صفی نیز چندین بار به كاشان و باغ فین آمده است و در آخرین سفر خود در عمارت دولتخانه كه از ابنیه دوران شاه عباس است بر اثر افراط در خوردن شراب از پای درآمد و فرزندش عباس دوم در سن 10 سالگی در آنجا تاجگذاری كرد.
لكهارت مینویسد: «شاه سلیمان و شاه سلطانحسین نیز حین عبور از كاشان مدتی در عمارتهای دولتخانه و باغ فین با تشریفات توقف و كامرانی می نموده اند.»
قتل امیر كبیر در حمام فین كاشان
در ماه ذیقعده 1267 هجری قمری هنگام بازگشت ناصرالدین شاه از اصفهان به پایتخت وی به اتفاق میرزا تقی خان امیركبیر یك هفته در این باغ به سر برد. امیركبیر در آنجا به شاه اصرار كرد كه میرزا علیخان پیشخدمت خاصه شاه را كه محرم اسرار او بود از درگاه سلطنتی اخراج و به گروس تبعید كند و ناصرالدین شاه با تمام ناگواری به این خواسته امیر تن داد و این گواه بر قدرت امیر در آن زمان بود. اما این قدرت دیری نپایید، چند ماهی از این واقعه نگذشته بود كه در سال 1268 هجری قمری امیركبیر به كاشان تبعید شد، و پس از چهل روز در 18 ربیع الاول 1268 هجری قمری بر اثر سعایت بدخواهان در حمام كوچك باغ (حمام صفوی) به قتل رسید و باغ فین را در ماتم و اندوهی ابدی فرو برد. .
در دوران محمدعلیشاه (دوران مشروطه خواهی) نایب حسین كاشی و پسرانش در حدود 14 سال در اطراف كاشان و حتی در نواحی یزد بنای یاغیگری گذاشتند و در این دوران آسیب فراوانی به باغ و اشیاء و درختان آن وارد كردند. پس از این مدت سرانجام دولت مركزی توانست كه این شورش را كنترل كند و نایبحسین و پسرش ماشاءا . . . خان دستگیر شدند؛ دیوان حربی در مورخه 5 سنبله 1298 خورشیدی مطابق با 1337 هجری قمری در باغ تشكیل شد و حكم اعدام یاغیان را صادر كرد پس از آن به مرور باغ مورد توجه قرار گرفت و برخی از خرابیها مرمت گردید، تا اینكه سرانجام در تاریخ 15 آذر 1314 خورشیدی به شماره 238 در فهرست آثار ملی ثبت گردید.
چگونه ارامش را به زندگی پر اضطراب امروزی بازگردانیم؟
جامعه
جامعه ی ما آكنده از بار اطلاعاتی سنگین است و ابزاری چون تلویزیون، رادیو، اینترنت، تبلیغات، پست الكترونیك و تلفن همراه همگی بر این سنگینی میافزایند. از سوی دیگر شكل زندگی در عصر حاضر بویژه در جوامع شهری ناگزیر توام با سر و صداها، ترافیك، شلوغیها و انبوهی از كارهای الزامآور روزمره است كه قطعا تمام این فاكتورها افزایش استرس و سلب آرامش انسانها را موجب می شود.
محققان و روانشناسان در سالهای اخیر تلاش كردهاند به شیوههای مختلف كه متداول ترین آنها انتشار اخبار، مقالات و توصیههای بهداشتی است به مردم در حفظ آرامش در میان این همهمه و آشفتگی یاری برسانند. به اعتقاد آنها دسترسی و مطالعه این منابع هرازگاهی میتواند ما را به یاد نیاز اصلی مان به آرامش بیاندازد و حتی دقایقی از این زندگی پرمشغله جدا سازد. در این رابطه "استیو موریل" كارشناس و نویسنده مقاله ای در روزنامه "دیلی مدیتیشن و دیلی لایف" روشهایی را برای كسب آرامش در زندگی عنوان كرده كه به شرح زیر آنها را ذكر می كنیم :
اشپزی
" كیك اسفنجی "
مواد لازم:
تخم مرغ: 6 عدد
آرد : 225 گرم
شكر :220 گرم
وانیل: كمی
بیكینگ پودر :1 و نیم قاشق چایخوری
آب جوش: 2 قاشق سوپخوری
فر رو روشن كنید تا گرم شود، زرده و سفیده تخم مرغ ها را از هم جدا كنید، سپس سفیده رو اونقدر میزنیم كه وقتی ظرف رو بر میگردونیم از ظرف نریزد. حالا نوبت زردهها و شكر هست اونقدر میزنیم تا رنگش تغییر كند بعد سفیده رو اضافه میكنیم و آب جوش را كه حتما باید در حال جوشیدن باشد (دو قاشق سوپخوری زیادتر نریزید كه كیكتون خمیر میشه) رو اضافه میكنیم و مدام با همزن برقی هم میزنیم. حالا همزن رو كنار میگذاریم و با لیفتك یا یك قاشق بزرگ شروع به هم زدن میكنیم. آرد رو با بیكینگ پودر مخلوط میكنیم و دوبار الك میكنیم سعی كنید قبل از شروع این كار رو انجام بدید. آرد رو به مواد اضافه میكنیم و زیاد هم نمیزنیم در حدی كه فقط آرد مخلوط بشه سریع اون رو توی قالبمون كه از قبل چرب شده میریزیم و میگذاریم توی فر با درجه 200 تا 20 دقیقه اصلا سراغش نمی رویم و درش رو باز نمی كنیم در پخت همه كیكها سعی كنید حتی الامكان در فر باز نشه. خوب حالا یه چنگال بردارید و بزنید وسط كیك اگر مواد بهش نچسبید یعنی اینكه پخته. بعد از اینكه از فر درش آوردین روی یك صفحه توری بگذارید تا خنك بشه و بعدش هم بگذارید یخچال و یك ساعت بعد شروع به تزئینش كنید.
همونطور كه میبینید این كیك اصلا چربی نداره و برای پخت كیكهای تولد (كیكهای خامهای) استفاده میشه
حالا
خامه برای تزئین كیك
مواد لازم:
خامه پگاه: یك بسته
یك قاشق غذا خوری پودر خامه
دو قاشق غذا خوری خاك قند (حتما خاك قند)
خامه؛ سر همزن برقی؛ كاسهفلزیی كه قراره توش خامه رو فرم بدید بگذارید توی فریز تا حسابی یخ بشه (حدود نیم ساعت )
خامه رو میآریم بیرون و میریزیم تو كاسهای كه سرد شده پودر قند و پودر خامه رو هم اضافه كنید و حسابی با سر همزن برقی كه حالا یخ هست بزنید نترسید حدود 6-5 دقیقه طول میكشه تا خامهاتون فرم بگیره، فرم گرفتن خامه به حالتی میگن كه وقتی یه خط میاندازی روی خامه خط محو نشه، حواستون باشه كه بیش از حد زدن خامه باعث میشه كه تبدیل به كره بشه
خوب حالا كیك رو به دلخواه برش بدین از وسط نصف كنید
روی لایه زیری كیك را با خامه بپوشانید .
روی آن را به دلخواه خودتان با مغز گردو، چیپس شكلات، موز، آناناس ... كیكتان را مغزدار كنید.
دوباره روی مواد را با خامه بپوشانید.
لایه رویی كیك را روی لایه زیری قرار داده و روی آن و دیواره كیك را با خامه كاملا بپوشانید.
اموزه هایی از واپسین روزهای حیات پیامبر
از ویژگیهی مكتب تربیتی اسلام، گستردگی برنامههی تربیتی آن مىباشد .
طبق این مكتب متعالی، والدین وظیفه دارند بری پرورش صحیح فرزندان خود، تا پایان عمر روشهی تربیتی اسلام را در مورد فرزندانشان اعمال كنند و شایسته است كه از هر فرصتی بری رشد فكر و تعالی روح فرزندان بهره گرفته و بری رفع فقر فرهنگی فرزندان، با بذل عاطفه و ابراز محبت تلاش نمایند . سیره تربیتی رسول گرامی اسلام بویژه در واپسین لحظات زندگىاش دراین زمینه روشنترین الگوی ماست . آن حضرت در آن لحظات حساس و سرنوشتساز با ابراز محبت و ارتباط عاطفی و كلامی با فرزندانش، یكی از موفقترین شیوههی تربیتی را پیش روی ما قرار داد .
در اینجا چند نمونه از رفتار پیامبر اكرمصلی الله علیه وآله با فرزندان را در آستانه رحلتش با هم مىخوانیم:
1 - یكی از همسران پیامبرصلی الله علیه وآله مىگوید: فاطمه علیها السلام در رفتار و گفتار و سیمی ظاهری شبیهترین فرد به رسول خداصلی الله علیه وآله بود . ارتباط این پدر و فرزند آنچنان مستحكم بود كه او هرگاه بر پیامبر اكرمصلی الله علیه وآله وارد مىشد، پیامبر از جی خود برمىخواست و سر و دست دخترش را مىبوسید و او را در جی خود مىنشاند و هرگاه پیامبرصلی الله علیه وآله به منزل فاطمه علیها السلام مىآمد، فاطمه علیها السلام از جایش برخاسته و پدر گرامىاش را مىبوسید و آن گرامی را در جی خویش مىنشانید . این ارتباط عمیق عاطفی و معنوی بین پدر و دختر همچنان ادامه داشت تا اینكه رحلت رسول خداصلی الله علیه وآله نزدیك شد . در یكی از آخرین روزهی حیات پیامبرصلی الله علیه وآله، فاطمه علیها السلام به حضورش آمد، او خود را روی سینه پیامبرصلی الله علیه وآله افكنده و صورت پیامبرصلی الله علیه وآله را بوسید، پیامبرصلی الله علیه وآله با او آهسته سخن گفت، هنگامی كه سر برداشتبه شدت گریست، دوباره با اشاره پیامبرصلی الله علیه وآله خود را به پدر بزرگوارش نزدیك نموده و با رسول گرامی اسلامصلی الله علیه وآله نجوا كرد، اما این بار با چهره باز و سیمایی گشاده و خندان از پیامبرصلی الله علیه وآله جدا شد . حاضران از این دو حركت متفاوت تعجب كردند، اما وقتی كه بعد از رحلت پیامبرصلی الله علیه وآله از حضرت زهراعلیها السلام این نكته را پرسیدند، فاطمه علیها السلام در پاسخ فرمود: بار نخست، رسولالله به من فرمود: من از این بیماری نجات نخواهم یافت و به مرگ من خواهد انجامید . از شنیدن این سخن و تصور جدایی از آن حضرت اندوهگین شدم و گریستم، اما در مرتبه دوم فرمود: دخترم! تو به زودی و پیش از سایر خاندانم به من خواهی پیوست، و من خوشحال شدم . (18)
2 - با شنیدن خبر شدت بیماری پیامبرصلی الله علیه وآله، حسنینعلیهما السلام در حالی كه به شدت گریه كرده و صیحه مىزدند وارد خانه شده و خود را در آغوش رسول اكرمصلی الله علیه وآله افكندند . آنان كه نگران جدایی از دامان پر مهر سالتبودند، با حزن و اندوه فراوان روی سینه پیامبرصلی الله علیه وآله گریه مىكردند .
علىعلیه السلام خواست آن دو را از روی سینه پیامبرصلی الله علیه وآله دور كند، در این حال پیامبر فرمود: �دعهما یتمتعان منی واتمتع منهما فستصیبهما بعدی اثرة; (19) [یا علی!] این دو را بگذار [روی سینه من باشند،] تا از من بهره گیرند و من نیز از آنها بهرهمند شوم . پس از من به آنها مصیبت و ناگواری خواهد رسید .� لعنتخدا بر كسی كه به این دو ستم كند، و این جمله را سه بار تكرار كرد . (20)
امر به خواندن قرآن
حضرت زهراعلیها السلام یگانه دختر پیامبرصلی الله علیه وآله در كنار بستر پدر گرامىاش نشسته و با حسرت به سیمی نبوت نظاره مىنمود و در حالی كه از شدت ناراحتی قطرات اشك بر صورتش جاری بود، شعر ابوطالب را - كه در مورد حضرت رسولصلی الله علیه وآله سروده است - زمزمه مىكرد:
وابیض یستسقی الغمام بوجهه
ثمال الیتامی عصمة للارامل
�آن چهره روشن و نورانی كه [به بركت آن] از ابر طلب باران مىشود، او كه دادرس یتیمان و پناهگاه بیوه زنان بود .�
رسول خداصلی الله علیه وآله در این لحظه چشمانش را گشوده و با صدی ضعیفی به دخترش فرمود:
دخترم! این گفتار عمویت ابوطالب است، شایسته استبه جی آن، آیه زیر از قرآن را بخوانی:
�وما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل، افان مات او قتل انقلبتم علی اعقابكم و من ینقلب علی عقبیه فلن یضر الله شیئا وسیجزی الله الشاكرین� ; (21)
�محمدصلی الله علیه وآله فقط فرستاده خداست و پیش از او فرستادگان دیگری نیز آمده و رفتهاند، آیا اگر او بمیرد و یا كشته شود، به گذشتههی خود برمىگردید؟ و هر كس به گذشته خود باز گردد، هرگز به خداوند ضرری نمىزند، و خداوند به زودی شاكران را پاداش خواهد داد . (22) �
درسی دیگر بری مسلمانان
قرآن كریم در آیات متعددی از وفی به عهد و عمل به وعده سخن گفته و مردم رابه آن تشویق مىكند . از منظر كلام وحی پایداری در عهد و پیمانها و جامه عمل پوشاندن به وعدهها از مهمترین صفات اهل ایمان است . قرآن در ضمن شمارش اوصاف نیكوكاران مىفرماید:
�والموفون بعهدهم اذا عاهدوا� ; (23) �آنان هنگامی كه با كسی عهدی بستند به عهد خود وفا مىكنند .� و همچنین در مورد مؤمنین مىفرماید: �والذین هم لاماناتهم وعهدهم راعون� ; (24) �اهل ایمان امانتها و عهد و پیمانهایشان را مراعات مىكنند .� رسول گرامی اسلامصلی الله علیه وآله نیز لازمه داشتن ایمان كامل را عمل به وعده و وفی به عهد مىداند و مىفرماید: �من كان یؤمن بالله والیوم الاخر فلیف اذا وعد; (25) كسی كه به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید به وعده خود عمل كند .�
پیامبر اكرمصلی الله علیه وآله در روزهی آخر عمر خویش این خصلت زیبا را عملا به نمایش گذاشت . ابن شهر آشوب مىنویسد: در یكی از آن روزهی حزن آلود كه پیامبرصلی الله علیه وآله حال خوبی نداشت، به كمك فضل بن عباس و علىعلیه السلام به میان مردم آمده و فرمود: ی مردم! وقت رحلت من فرا رسیده است، اگر به كسی وعدهی دادهام بیاید و به من بگوید تا به وعدهام عمل نمایم و اگر به كسی بدهكارم، آن را به من خبر دهد . در این حال مردی از میان حاضرین بلند شده و گفت: یا رسولالله! من پیش شما وعدهی دارم، هنگامی كه مىخواستم ازدواج كنم به من وعده دادید كه مبلغی یاری نمایید! پیامبرصلی الله علیه وآله به فضل بن عباس فرمود: مبلغی را كه او مىگوید برایش بپردازید . (26)
سر و زر و دل و جانم فدی آن یاری
كه حق صحبت و عهد و وفا نگه دارد
آخرین لحظات عمر
ابن عباس مىگوید: در آن لحظات كه پیامبر شدیدا بیمار بود، دقایقی آن حضرت بیهوش شد، در آن هنگام در خانه كوبیده شد، فاطمه علیها السلام به پشت در رفته و فرمود: كیستی؟ از پشت در صدا آمد كه من شخص غریبی هستم و با رسول خداصلی الله علیه وآله كاری دارم، آیا اجازه هست كه به حضورش برسم؟ فاطمه علیها السلام فرمود: خدا تو را بیامرزد، هم اكنون پیامبرصلی الله علیه وآله بیمار است و حال ملاقات با كسی را ندارد . آن شخص رفته و پس از لحظاتی دوباره آمد و اجازه ورود خواست و گفت: آیا به افراد غریب اجازه مىدهید به حضور پیامبر بروند؟ ! در این موقع پیامبر اكرمصلی الله علیه وآله صدی وی را شنیده و به حضرت فاطمه علیها السلام فرمود: فاطمه جان! آیا مىدانی كه او كیست؟ او جمعیتها را پراكنده و لذتها را به هم مىزند . او پیك مرگ، عزرائیل است . به خدا قسم قبل از من از كسی اجازه نخواسته و پس از من هم از احدی اجازه نخواهد گرفت و این بخاطر مقام ارجمندی است كه خداوند به پدر تو عنایت كرده است . فاطمه علیها السلام به عزرائیل اجازه ورود داد و او همچون نسیم ملایمی وارد خانه پیامبرصلی الله علیه وآله شده و گفت: السلام علی اهل بیت رسول الله صلی الله علیه وآله، و آنگاه پیامبرصلی الله علیه وآله به علىعلیه السلام وصایایی را متذكر شد . (27)
فاطمه علیها السلام در سوگ فراق
با نقل چند جمله از سخنان و اشعار حضرت فاطمه زهراعلیها السلام در سوگ حضرت خاتم الانبیاءصلی الله علیه وآله این مقاله را به پایان مىبریم .
حضرت فاطمه علیها السلام در فراق پدر آنچنان غمگین و مصیبت زده شد كه الفاظ و عبارات را یاری بیان مكنونات قلبی آن دخت رسالت نبود . آن حضرت گاهی خود را چنین تسلی مىداد:
ماذا علی من شم تربة احمد
ان لایشم مدی الزمان غوالیا
�كسی كه [عطر] تربت پیامبر9 را ببوید، اگر در طول زمان، عطر دیگری را استشمام نكند چه مىشود؟�
صبت علی مصائب لو انها
صبت علی الایام صرن لیالیا (28)
�[بعد از رحلت پدرم] آنچنان مصیبتها بر من ریخت كه اگر بر روزها مىآمد، به شبهی ظلمانی تبدیل مىگشت .�
آن حضرت در سخن دیگری در عزی پدر این چنین شیون كرده و ناله سر مىدهد:
نفسی علی زفراتها محبوسة
یالیتها خرجت مع الزفرات
�[بابا!] غم و غصه جانم را در سینه حبس كرده، ی كاش به همراه این همه اندوه جانم از بدن خارج مىشد .�
لا خیر بعدك فی الحیاة وانما
ابكی مخافة ان تطول حیاتی (29)
�[پدر جان!] بعد از تو دیگر در زندگی خیر و امیدی نیست، گریه من بخاطر بیم از طولانی شدن عمرم [بعد از تو] مىباشد .�
روشنفكری در 5 دقیقه
روشنفكری در 5 دقیقه
اگر جوات هستید، اگرآخرین مطلبی كه مطالعه كرده اید تصمیم كبری بوده است، اگر قدرت تحلیل شما در حد پت و مت است ،اگر فرق اگزستانیالیسم و هویج را نمی دانید، نگران نباشید بسته های آموزشی " روشنفكری در 5 دقیقه " به بازارآمد!
1. اولین اصل، یادگرفتن تعدادی لغت پرملاته! هرچی بیشتر بدونید بهتره اما اگر مغزتون زیاد كشش نداره همین چهارتا رو حفظ كنید: سیناپس ، پارادایم، نوستالژیك و دیالكتیك .معنی اش زیاد مهم نیست فقط كافیه هر چند جمله در میون مقداری از این كلمات- به میزان دلخواه- بكار ببرید البته موظب باشید دز آن را زیاد بالا نبرید كه تابلو می شود!
2. ریش پرفسوری گرچه اپیدمی شده ولی هنوز هم جواب می ده! ریش پروفسوری می تونه یك كارگر افغانی رو به یك شهروند فرهیخته تبدیل كنه!
3. غر بزنید! غر زدن به وضع مملكت یكی از اركان مهم و شاید مهمترین ركن روشنفكری باشه. به هر چیزی كه فكرتون می رسه غر بزنید مهم نیست به چی فقط غر بزنید مثال:
� اگر بارون نمیاد از بارونهای لندن تعریف كنید و بر پدر مملكت بی آب و علفمون لعنت بفرستید!
� اگر بارون میاد از هوای صاف و آفتابی تگزاس تعریف كنید و بگید :" تف به این مملكت گل وشل"!
� مدام از پیشرفت خارج تعریف كنید! طوری كه انگار 80 سال توی لس آنجلس زندگی كرده اید .مثلاً بگید اونجا نون بربری تو بسته بندی های استریل عرضه میشه!
4. كراوات خیلی مهمه حتی اگه می خواهید تا سبزی فروشی سركوچه بروید كراوات بزنید. برای اینكه در ذهنتان ملكه شود می توانید شبها با كراوات بخوابید!
5. اگر در مهمانی خواستید دستشویی بروید و آنجا دستشویی فرنگی نداشتند به شدت از صاحبخانه گلایه كنید و خودتان را ناراحت نشان دهید.
6. پیتزا دیگه دمده شده، سعی كنید اسم غذا هایی رو حفظ كنید كه بقیه حتی نمی تونند تلفظش كنند.
� مثال: فوندی بورگینیون، تاوزند آیلند و...البته اگر توی رستوران بودید قبل از به زبان آوردن این كلمات ابتدا دستتون رو داخل جیبتون كنید و یك چرخ بدهید اگر به چیزی برخورد نكرد احساس تشنگی كنید ویك لیوان آب سرد سفارش بدهید!
7. داشتن یك وبلاگ ضروریه . البته اگر هنوز فرق بین كیس و مانیتور رو نمی دونید بی خیال وبلاگ شوید. قالب وبلاگ باید حتماً سیاه باشه. سیاه نمادی است از خفقان ژرفنای درونی و فریادی از فراسوی فراخنای تاریكی های ظلمانی! اسم وبلاگ هم باید یكی از این ها باشد: فریاد بی صدا، اسیر حجم خلوت بی كسی، غریب غروب غربت غارغار! برای مطالب توش هم میتونید یك كتاب از احمد شاملو بگذارید بغل دستتون و هر هفته یه صفحه ازش رو تایپ كنید بریزید تو حلق وبلاگ!
8. از زمان قدیم خیلی تعریف كنید. مخصوصاً بگید اون موقع همه چیز خیلی ارزون بوده مثلاً تویوتا كمری 3 قرون بوده! البته سعی كنید به مغزتون یه مقدار بیشتر فشار بیاورید و مثال بهتری بزنید.
9. سعی كنید عینكی شوید. عینك سمبل مطالعه ی زیاده ! اگر حوصله مطالعه ندارید یك روش سریعتر هم وجود داره: 2 دقیقه به جوشكاری با دقت نگاه كنید!
10. اگر كاندیدای مورد نظر شما رای آورد، دمكراسی را مثل عقد دخترعمو پسرعمو عهدی آسمانی بدانید. اگر كاندیدای مورد نظر شما رای نیاورد بگویید: ملت شعورشون همینقدره! حقشونه بیسوادها!
11. ترانه های خارجی گوش بدهید. هرچی غیر مجاز تر باشه بهتره! اگر فرانسوی گوش میدید نشون میده كه تمام مراحل روشنفكری رو با موفقیت پشت سر گذاشته اید!
12. وقتی در مورد رئیس جمهور های خارجی صحبت می كنید بگویید: " آقای اوباما" یا " پرزیدنت اوباما"
13. یك سگ بخرید. اصولاً معاشرت با سگ جماعت تاثیر زیادی در ارتقای سطح روشنفكری داره!
14. اگر دختر هستید باید مانتوی شما تنگ باشد! تنگ تر از بقیه ! خیلی تنگ! اونقدر كه موقع غذا خوردن مجبور شوید دكمه های جلوی آن را به صورت موج مكزیكی به ترتیب باز و بسته كنید تا لقمه پایین برود!
15. و بالاخره مانیفست روشنفكری: كتاب های فروغ فرخزاد، صادق هدایت ، سروش و گوگوش كتب اربعه روشنفكران محسوب می شوند. حالا خیلی به آخری گیر ندید بیشتر با سی دی حال میكنه
گفته های دكتر شریعتی
گفته های " دكتـــر علـــی شریعتـی "
آدمهای كه هیچ وقت احتیاج به تنهایی ندارند ، معمولاً آدمهای كم مایه ایی هستند .
اگر بخواهند از پیغمبر اسلام مجسمه ایی بریزند ، باید در یك دستش كتاب باشد و در دست دیگرش شمشیر .
خدا برای تنهایی اش آدم را آفرید .
ایمان زاییده ای ایدوئولوژی ارزش دارد ، نه ایمان ارثی یا تقلیدی .
عشق می تواند جانشین همه نداشتن ها شود .
چه رنجی است لذتها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوش بخت بودن .
وقتی كه بود نمی دیدم . وقتی می خواند ، نمی شنیدم... وقتی دیدم كه نبود... وقتی شنیدم كه نخواند ... !
تنها دو جا است كه هركسی خودش است، بستر مرگ و سلول زندان .
هیچ گاه تنهایی و كتاب و قلم ، این سه روح و سه زندگی و سه دنیای مرا كسی از من نخواهد گرفت ... دیگر چه میخواهم ؟ آزادی چهارمین بود كه به آن نرسیدم و آن را از من گرفتند .
هر كس به میزانی كه به تنهایی نیاز دارد ، عظمت دارد و بی نیاز تر است .
من تنهایی را از آزادی بیش تر دوست دارم .
بد دردی است در انبوه خلق ، تنها بودن و در وطن خویش ، رنج غربت كشیدن.
وقتی یك روح از سطح زمان خویش بیش تر اوج میگیرد و از ظرف تحمل مردم زمان ، بیشتر رشد می كند ، تنها میشود.
من از میان همه ی نعمت های این جهان، آن چه را برگزیده ام و دوست میدارم، تنهای است.
آدم ها همچون كوه ها همگی با همند و تنهایند .
در تمام عمرم جز تنهای و تفكر و غم و عشق ، سرگرمی ای نداشته ام .
اگر تنها ترین تنها شوم، باز خدا هست . او جانشین همه ی نداشتن هاست .
من از سقف و نظم و تكرار گریزانم و سعادت خانوادگی تنها بر این سه پایه استوار است!!
تو هرچه می خواهی باشی باش ، اما ... آدم باش !!!
چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است كه به این مردم ، آسایش و خوش بختی بخشیده است !!!
دنیا به اندازه ای كه مرا برای همیشه پر كند، ندارد .
مقلدها همیشه از اصلشان بیش تر افراط میكنند.
هر كس مظلوم است ، خودش ضالم را یاری كرده است .
همه بشرند ، اما بعضی ها انسان اند.
همیشه از آن جاهایی كه غالباً هیچ كس انتظار بعثت یك روح، یك استعداد و یك نبوغ را ندارد، كسی می آمده و كاری میكرده و مسیر تاریخ را تغییر می داده .
در مملكتی كه فقط دولت حق حرف زدن دارد، هیچ حرفی را باور نكنید .
سرنوشت كار خودش را می كند و ما ابزار نا آگاه اوییم .
آنجا كه سخن از حقیقت است ، بحث از واقعیت بی جاست .
دلهره زنده ماندن ، زندگی را از یاد میبرد .
هر كس آن چنان كه در بیداری است ، خواب می بیند .
اگر پیاده هم شده سفر كن ، در ماندن می پوسی.
مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟ تا می توانی خر باش تا خوش باشی.
امروز گرسنگی فكر ، از گرسنگی نان فاجعه انگیزتر است .
پیش از آنكه بیندیشی تا چه بگویی؟ بیندیش كه چه میگویم؟
برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن !
آدم وقتی فقیر می شه ، خوبی هاش هم حقیر می شه .
آنها كه می دانند چگونه باید مرد، می دانستند كه چگونه باید زیست ؟
همه بدبختی های ما ناشی از این است كه نسل كهنه ی ما به تحجر مبتلا است و نسل جدید به هیچ و پوچ .
هر گز از ظلم ننالیده ام و از خصم نهراسیده ام و از شكست نومید نشده ام ، اما از این كلمه شوم "مصلحت" ، دلم را سخت به درد آورده بود .
هیچ كس دنیا را آن چنان كه هست نمی بیند، بلكه هر كس دنیا را آن چنان كه خودش هست می بیند.
كیك خداوند
کیک خداوند
به نام خدا
بعضی وقتا از خودم می پرسم: مگه من چه گناهی کردم که خداوندچینین مشکلی سر راه من قرار داد ؟
برای پاسخ به این سوال یک مثال جالب می زنم :
یک روز دختری که از درس جبر نمره نیاورده بود، قلبش شکسته شده بود و بهترین دوستش هم او را ترک کرده بوده به مادرش گفت : همش اتفاق های بد می افته !
مادر که در حال کیک پختن بود از او پرسید که آیا کیک دوست دارد ؟
و دخترک جواب داد : البته من عاشق دست پخت شما هستم !
مادر مقداری روغن مخصوص شیرینی پزی به او داد
دخترک گفت :اه...! حالم را به هم می زنه !
مادر تخم مرغ خام پیشنهاد کرد ،و دختر گفت : از بوش متنفرم !
این بار مادر رو به او کرد و پرسید: با کمی آرد چطوری ؟
و دختر پاسخ داد که از آن همه بدش می آید .
مادر با چهر ای مهربان و متین رو به دخترش کرد و گفت : بله شاید مهمه اینها به تنهای به نظرت بد بیایند ولی وقتی آنها را به اندزه و شیوه مناسب با هم مخلوط کنی یک کیک خیلی خوشمزه خواهی داشت .
خداوند نیز این چنین عمل می کند .
ما خیلی وقتها از پیشامدهای ناگوار از پروردگارمان شکایت می کنیم در حالی که فقط اومی داندکه این موقعیت ها برای آمادگی در مراحل بعدی زندگی لازم است و منتهی به خیر می شوند .
باید به خداوند توکل کرد و اطمینان داشت که همه این موقعیت های به ظاهر نا خوشایند معجزه می آفرینند
مطمئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست دارد چون در هر بهار برایت گل می فرستد وهر روز صبح آفتاب را به تو هدیه می کند.
ویژگی های عشق
عشق اقیانوس وسیعی است که دو ساحل رابه یکدیگر پیوند میدهد
love is
wide ocean that joins two shores
زندگی بدون عشق بی معنی است و خوبی بدون عشق غیر ممکن
life whithout love is none sense and goodness without love is impossible
عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود
love is something silent , but it can be louder than anything when it talks
عشق آن است که همه خواسته ها را برای او آرزو کنی
love is when you find yourself spending every wish on him
عشق گلی است که دو باغبان آن را می پرورانند
love is flower that is made to bloom by two gardeners
عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید
love is like a flower which blossoms whit trust
عشق یعنی ترس از دست دادن تو
love is afraid of losing you
پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد
no matter what the question is love is the answer
وقتی هیچ چیز جز عشق نداشته باشید آن وقت خواهید فهمید که عشق برای همه چیز کافیست
when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough
زمانی که همه چیز افتاده است عشق آن چیزی است که بر پا می ماند
love is the one thing that still stands when all else has fallen
عشق مثل هوایی است که استشمام می کنیم آن را نمی بینیم اما همیشه احساس و مصرفش می کنیم و بدون ان خواهیم مرد
love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it
___________
لیوان شیر
لیوان شیر
پسر فقیری که از راه فروش خرت و پرت در محلات، خرج تحصیل خود را بدست میآورد یک روز به شدت دچارتنگدستی شد. او فقط یک سکه ناقابل در جیب داشت. در حالی که گرسنگی سخت به او فشار میاورد، تصمیم گرفت از خانه بعدی تقاضای غذا کند. با این حال وقتی دخترجوانی در را به رویش گشود، دستپاچه شد و به جای غذا یک لیوان آب خواست. دختر جوان احساس کرد که او بسیار گرسنه است. برایش یک لیوان شیر بسیار بزرگ آورد. پسرک شیر را سر کشیده و آهسته گفت: چقدر باید به شما بپردازم؟ دختر جوان گفت: هیچ. مادرمان به ما یاد داده در قبال کار نیکی که برای دیگران انجام می دهیم چیزی دریافت نکنیم. پسرک در مقابل گفت: از صمیم قلب از شما تشکر می کنم.
پسرک که هاروارد کلی نام داشت، پس از ترک خانه نه تنها از نظر جسمی خود را قویتر حس می کرد، بلکه ایمانش به خداوند و انسانهای نیکو کار نیز بیشتر شد. تا پیش از این او آماده شده بود دست از تحصیل بکشد.
سالها بعد... زن جوانی به بیماری مهلکی گرفتار شد. پزشکان از درمان وی عاجز شدند. او به شهر بزرگتری منتقل شد. دکتر هاروارد کلی برای مشاوره در مورد وضعیت این زن فراخوانده شد. وقتی او نام شهری که زن جوان از آنجا آمده بود شنید، برق عجیبی در چشمانش نمایان شد. او بلافاصله بیمار را شناخت. مصمم به اتاقش بازگشت و با خود عهد کرد هر چه در توان دارد، برای نجات زندگی وی به کار گیرد. مبارزه آنها بعد از کشمکش طولانی با بیماری به پیروزی رسید. روز ترخیص بیمار فرا سید. زن با ترس و لرز صورتحساب را گشود . او اطمینان داشت تا پایان عمر باید برای پرداخت صورتحساب کار کند. نگاهی به صورتحساب انداخت. جمله ای به چشمش خورد: همه مخارج با یک لیوان شیر پرداخته شده است. امضا دکتر هاروارد کلی
زن مات و مبهوت مانده بود. به یاد آنروز افتاد .پسرکی برای یک لیوان آب در خانه را به صدا در آورده بود و او در عوض برایش یک لیوان شیر آورد. اشک از چشمان زن سرازیر شد. فقط توانست بگویدخدایا شکر... خدایا شکر که عشق تو در قلبها و دستهای انسانها جریان دارد.
وسوسه
فقط داشت توی ذهنش محاسبه می کرد که توی این چند ثانیه ای که مدیرش توی دستشویی بود از کدوم سمت اتاق بره که سریعتر به کیف پولش که توی جیب کت آویزان شده اش بود برسه و کسی هم او رو نبینه؛ لذا به هیچ چیز دیگه فکر نمی کرد... حتی به قول دفعه قبل که سر بزنگاه رسیدن مدیر، از اتاق اومده بود بیرون و مدیر هم متوجه نشده بود و ظاهرا به خیر گذشته بود؛ قول داده بود که دیگه اینکار رو نکنه.. ولی مدام وسوسه اش اونو اذیت می کرد. هر دفعه با خودش عهد می کرد که این بار آخر باشه ولی نمی دونست چرا نمیشه... همیشه هم یه توجیهی برای خودش دست و پا می کرد. توجیه این دفعه اش که دیگه کاملا به نظر خودش منطقی بود. مادرش باید بستری می شد و اون هم همه پولهاش رو سر باشگاه رفتنش داده بود.......
توی دستشویی داشت خودش رو جلوی آینه برانداز می کرد؛ از اینکه ضامن یه همچین آدمی شده بود به خودش لعنت می فرستاد. این اواخر هر چی هم سعی کرد به زبون بی زبونی بهش بفهمونه که این عادت بد، آخر و عاقبت زندگیش رو به هم می ریزه، به خرجش نرفته بود. این بار دیگه تصمیم گرفته بود موضوع رو به گوش بالادستیاش برسونه. برای همین هم همه تلاشش رو کرد که شرایط رو دوباره براش مهیا کنه و ببینه چی میشه. با تلاشی بی نتیجه یه بار دیگه با انگشتاش سعی کرد موهاش رو مرتب کنه و بعد به ساعتش نگاه کرد. حتما دیگه تا الان از اتاق باید بیرون رفته باشه...
وقتی داشت سعی می کرد که کت رو به شکل اولش روی جارختی آویزان کنه نا خود آگاه بین شاخه های گلدان رونده گوشه اتاق، چشمش به جعبه کوچکی افتاد که درست روبروی جارختی و سه کنج دیوار اتاق، بالای میز نصب شده بود. یه کم که بیشتر دقت کرد مطمئن شد همچین چیزی رو هیچوقت اونجا ندیده. همین که از مرتب کردن کت فارغ شد به سمت اون رفت و سعی کرد ببینه چیه... خوب که نگاه کرد یه سوراخ ریز رو روی جعبه تشخیص داد. باز هم تلاش کرد ببینه توی جعبه چیه... در یه لحظه احساس کرد قلبش از حرکت ایستاد. انگار آب سردی رو روی بدنش ریخته بودن. حتی فکرش رو هم نمی کرد. حالا دیگه واقعا کارش تموم بود. اون دوربین کوچولو رو خودش سه روز پیش قاطی یه عالمه خرده ریز دیگه برای اداره خریده بود.....
زندگی نوشیدن قهوه است
گروهی از فارغ التحصیلان پس از گذشت چند سال و تشكیل زندگی و رسیدن به موقعیتهای خوب كاری و اجتماعی طبق قرار قبلی به دیدن یكی از اساتید مجرب دانشگاه خود رفتند. بحث جمعی آن ها خیلی زود به گله و شكایت از استرسهای ناشی از كار و زندگی كشیده شد.
استاد برای پذیرایی از میهمانان به آشپزخانه رفت و با یك قوری قهوه و تعدادی از انواع قهوه خوری های سرامیكی، پلاستیكی و كریستال كه برخی ساده و برخی گران قیمت بودند بازگشت. سینی را روی میز گذاشت و از میهمانان خواست تا از خود پذیرایی كنند.
پس از آنكه همه برای خود قهوه ریختند استاد گفت: اگر دقت كرده باشید حتما متوجه شدهاید كه همگی قهوه خوریهای گرانقیمت و زیبا را برداشتهاید و آنها كه ساده و ارزان قیمت بوده اند در سینی باقی ماندهاند. البته این امر برای شما طبیعی و بدیهی است.
سرچشمه همه مشكلات و استرسهای شما هم همین است. شما فقط بهترینها را برای خود میخواهید. قصد اصلی همه شما نوشیدن قهوه بود اما آگاهانه قهوه خوریهای بهتر را انتخاب كردید و البته در این حین به آن چه دیگران برمیداشتند نیز توجه داشتید. به این ترتیب اگر زندگی قهوه باشد، شغل، پول، موقعیت اجتماعی و � همان قهوه خوریهای متعدد هستند. آنها فقط ابزاری برای حفظ و نگهداری زندگیاند، اما كیفیت زندگی در آنها فرق نخواهد داشت .گاهی، آن قدر حواس ما متوجه قهوهخوری هاست كه اصلا طعم و مزه قهوه موجود در آن را نمیفهمیم. پس دوستان من، حواستان به فنجانها پرت نشود � به جای آن از نوشیدن قهوه خود لذت ببرید.
تبلیغات 